پروفایل
شرح وبلاگ
پدرم گفت:"برو" گفتم:"چشم"
مادرم گفت:"بیا" گفتم:"چشم"
هرچه گفتند به من , با لبخند
گوش کردم , همه را گفتم چشم
مادرم شاد شد از رفتارم
خنده بر روی پدر آوردم
با پدر مادر خود,در هر حال
تا توانستم نیکی کردم
پدرم گفت :"تو خوبی پسرم"
مادرم گفت:"از او بهتر نیست"
آسمان خنده به رویم زدو گفت:
"پسرک از تو خدا هم راضیست
نویسنده
آمار
تعداد مطالب :
65
تاریخ عضویت : 28 آذر 90
تاریخ عضویت : 28 آذر 90


